
پدافند، فقط شلیک در لحظه حمله نیست؛ سال ها آماده باش، شناخت تهدید، تسلط بر فناوری و تصمیم گیری در لحظه ای است که چند ثانیه می تواند سرنوشت یک عملیات را تغییر دهد. شهید داوود شیخیان بخش مهمی از عمر خودرا در همین میدان گذراند؛ فرمانده ای که از یک نوجوان مشتاق ساخت وساز و کارهای فنی، به یکی از نیروهای متخصص و فرماندهان پدافند هوافضای سپاه تبدیل شد.
شیخیان از همان کودکی روحیه ای متفاوت داشت. ساختن وسایل مختلف، طراحی و تجربه های فنی بخشی از خاطرات دوران کودکی او بود؛ خصوصیت ای که بعدها در راه نظامی اش نیز خودرا نشان داد. حضور در مدرسه سپاه، فعالیت در گروه مکانیک رادار، گذراندن دوره تخصصی سامانه پدافندی «تور» در روسیه و تسلط بر جزییات فنی، او را به نیرویی تبدیل کرد که توانایی تحلیل و حل مسایل پیچیده را داشت. طراحی و راه اندازی سیستم های متحرک پدافندی و ایده تبدیل کشتی به سکوی پرتاب موشک، همچون نمونه هایی است که در روایت زندگی او بچشم میخورد.
نام شهید شیخیان اما بالاتر از همه با عملیات انهدام پهپاد آمریکایی «گلوبال هاوک» در خرداد ۱۳۹۸ گره خورده است؛ عملیاتی که فرماندهی و مدیریت آن، یکی از نقاط مهم کارنامه نظامی او را شکل داد. در عین حال، زندگی او فقط در اتاق فرماندهی و میدان نظامی خلاصه نمی شد؛ توجه به خانواده، ارتباط نزدیک با نیروها، نظم، شوخ طبعی و حساسیتش به جزئیات، تصویری متفاوت از این فرمانده جوان ارائه می کند.
به بهانه هفته دفاع مقدس، انتشار مجموعه تازه«آسمان دار»، در رابطه با زندگی و کارنامه شهید داوود شیخیان با زینب سادات طباطبایی، نویسنده اثر، به گفت و گو پرداختیم.
بله، ارایه یک تصویر چندوجهی از شهید شیخیان کاملا عامدانه بود. زمانی که در راه شناخت ایشان پیش رفتم و ابعاد مختلف زندگی شان را بررسی کردم، به این نتیجه رسیدم که با شخصیتی مواجه هستم که وجوه گوناگونی دارد و از جهات مختلف می تواند برای مخاطب قابل الگوبرداری باشد.
سبک زندگی شهید شیخیان بگونه ای بود که نمی توان او را صرفا یک نظامی یا یک مدیر توانمند دانست. در هر بخشی که وارد شدم، چه در حوزه شغلی و مدیریتی، چه در زندگی خانوادگی، رفتارهای شخصی و حتی در حوزه عبادت، با خصوصیت هایی پرارزش و قابل توجه مواجه شدم. این موضوع برای من اهمیت داشت و نشان می داد که می توان از زندگی ایشان، فراتر از یک روایت نظامی، یک الگوی سبک زندگی استخراج کرد.
سردار موسوی، فرمانده نیروی هوافضا، تاکید داشتند که این آثار به سالگرد شهادت شهدا در خردادماه برسد. ازاین رو تیم نویسندگان با تمام توان و به شکل فشرده کار کرد تا کتاب در موعد مقرر آماده شود
از همین رو تلاش کردم روایت زندگی شهید شیخیان از جنبه های مختلف و از زاویه نگاه های متفاوت ارایه شود تا مخاطب بتواند با ابعاد انسانی و شخصیتی ایشان ارتباط بیشتری برقرار کند. به نظرم همین چندوجهی بودن روایت، امکان نزدیک تر شدن مخاطب به شخصیت شهید و استفاده از تجربه و سبک زندگی او را فراهم می آورد و امیدوار هستم این شیوه روایت مورد توجه خوانندگان نیز قرار گرفته باشد.
موضوع این بود که قرار بود این کتاب جامع تر از آن چه امروز ارایه شده، باشد. همانطور که مستحضرید، کار ما در فاصله میان جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان شروع شد و استارت اولیه آن تقریبا در شهریورماه زده شد. ایده اصلی نیز این بود که مجموعه ای در رابطه با فرماندهان نوشته شود. من حدود آذرماه به گروه ملحق شدم و از همان اول می دانستیم که با محدودیت زمانی مواجه هستیم؛ بخصوص این که بسیاری پیشبینی می کردند امکان رخداد اتفاقات و تحولات جدید وجود دارد.
از سوی دیگر، سردار موسوی، فرمانده نیروی هوافضا، تاکید داشتند که این آثار به سالگرد شهادت شهدا در خردادماه برسد. ازاین رو تیم نویسندگان با تمام توان و به شکل فشرده کار کرد تا کتاب در موعد مقرر آماده شود.
در ادامه، با شروع جنگ رمضان، شرایط پژوهش نیز تغییر نمود. دسترسی ما به برخی افراد و اطلاعات محدود شد. برخی از افرادی که قرار بود با آنها بطور مستقیم مصاحبه نماییم نیز به شهادت رسیدند. به عنوان نمونه، خیلی علاقه مند بودم با سردار تنگسیری در رابطه با دوره حضور شهید شیخیان در بندرعباس و کارهای ایشان در آن مقطع گفت و گو کنم که متاسفانه با شهادت ایشان این فرصت از دست رفت.
از سوی دیگر، بخشی از اطلاعات و اسناد نیز طبقه بندی شده بود و طبیعتاً امکان دسترسی به همه اسناد برای ما وجود نداشت. در عین حال، به لطف خدا، در قسمت در ارتباط با خانواده شهید محدودیتی نداشتیم. خانواده شهید شیخیان با روی باز ما را پذیرفتند و همسر شهید، مادر محترم ایشان و دیگر اعضاء خانواده همکاری خیلی خوبی با گروه داشتند. از همین جا لازم می دانم از تمامی آنها تشکر کنم.
با وجود این محدودیت ها، تصور می کنم بالاتر از ۷۰ درصد از مصاحبه ها و بخشهایی که برای پیشبرد این مطالعه درنظر گرفته بودیم، انجام شد. اما بعد از جنگ، عملا دسترسی ما به برخی منابع و افراد قطع شد و سرانجام، آن چه امروز ارایه شده، حاصل همین میزان از پژوهش و مصاحبه هاست.
با این حال، معتقدم زندگی شهید شیخیان همچنان جای کار خیلی زیادی دارد و می توان در آینده روایت جامع تر و کامل تری از زندگی و شخصیت ایشان ارائه نمود. امیدوار هستم این اتفاق با عنایت خود شهید رقم بخورد و زمینه برای ادامه این مطالعه و تکمیل روایت زندگی ایشان فراهم گردد.
موضوع هواپیمای اوکراینی، به سبب ابعاد و نتایج آن، یک مساله ملی بود. در این ماجرا، شهید شیخیان بعنوان فردی متخصص و مورد اعتماد، با دستور مستقیم شهید حاجی زاده ماموریت یافت تا در بررسی و تعیین تکلیف این پرونده نقش داشته باشد. به عقیده من، حضور ایشان در این مساله از جهات مختلف اهمیت ویژه ای داشت؛ چونکه از یک سو باید حقوق جان باختگان و خانواده های آنها پیگیری می شد و از طرفی، میزان قصور و مسئولیت سازمان ها و مجموعه های مختلف درگیر در این حادثه مشخص می شد.
بر اساس بررسی هایی که شهید شیخیان انجام داد، تلاش شد میزان قصور هر یک از جانب های درگیر در این ماجرا مشخص شود. به اعتقاد من، ایشان در این ماموریت بعنوان یک نیروی متخصص و کارآمد عمل کرد و تلاش داشت مبحث با دقت و مبنی بر حقیقت های موجود بررسی شود.
البته همانطور که می دانید، بخشی از اطلاعات در ارتباط با این پرونده همچنان ناشناخته است و برخی اسناد نیز در زمره اسناد طبقه بندی شده قرار دارد و دسترسی عمومی به آنها محدود است. ازاین رو نمی توان در رابطه با همه ابعاد این پرونده اظهارنظر کرد. در عین حال، در حد اطلاعات و اسنادی که در اختیار شهید شیخیان قرار داشت، تلاش ایشان بر این بود که هم حقوق جان باختگان و خانواده های آنها پیگیری شود و هم از حیثیت و آبروی نظام و نیروهای نظامی دفاع شود.
از نگاه من، یکی از خصوصیت های مهم عملکرد شهید شیخیان در این پرونده این بود که کوشش کرد میان این دو مبحث تفکیک قائل شود؛ یعنی دفاع از حقوق جان باختگان را در کنار بررسی دقیق مسئولیت ها دنبال کند و اجازه ندهد حقی از هیچ یک از طرفین ضایع شود. در نهایت نیز تلاش ایشان بر این بود که حق به حقدار برسد و مبحث با بررسی مسئولیت ها و میزان قصور هر مجموعه به عاقبت برسد.
ایده تبدیل شناورها به سکوهای موشک انداز، در سطح فرماندهان طرح شده بود و قرار بود برای اجرای آن پیگیری های لازم صورت گیرد. در عین حال، به عقیده من، اجرای چنین پروژه ای به فردی مانند سردار شیخیان نیاز داشت؛ چونکه کارهای بزرگ را باید افراد توانمند و مسئولیت پذیر دنبال کنند.
ایشان وقتی وارد بندرعباس شد، بجای نادیده گرفتن تجربه نیروهای موجود، از ظرفیت و تجربه آنها بهره برد و زمینه رشد و پیشرفت نیروهای همان مجموعه را فراهم آورد
شهید شیخیان این پروژه را از صفر تا صد پیگیری کرد و در تمام مراحل ساخت و عملیاتی شدن آن حضور و نظارت داشت. سرکشی های لازم، پیگیری مراحل مختلف و اقداماتی که برای به عاقبت رسیدن پروژه ضروری بود، زیر نظر ایشان انجام شد و در نهایت این طرح به نتیجه رسید.
درباره سرنگونی گلوبال هاوک، ماه ها کار اطلاعاتی و رصد این پرنده انجام شده بود و نیروها نیز در بالاترین سطح آمادگی قرار داشتند. در عین حال، از دید من نکته ای که اهمیت ویژه ای دارد، شجاعت در لحظه تصمیم گیری است. این پرنده قبل از آن نیز بارها در محدوده آسمان ایران حضور پیدا کرده بود، اما صدور فرمان برای هدف قرار دادن آن، تصمیمی بود که نیازمند شجاعت و پذیرش تبعات آن بود.
از نگاه من، شهید شیخیان در آن مقطع چنین جسارتی داشت که بعد از بررسی شرایط، پیامدها و سود و زیان اقدام، تصمیم نهائی را اتخاذ کند و فرمان سرنگونی را صادر کند. بنابراین معتقدم در روایت این عملیات، در کنار ماه ها کار اطلاعاتی و آمادگی نیروها، باید نقش تصمیم گیری و شجاعت شهید شیخیان نیز مورد توجه قرار گیرد.
کارهای بزرگ را افراد بزرگ انجام می دهند و به نظرم این بخش از زندگی شهید شیخیان همچنان جای روایت بیشتری دارد. حتی بخشی از توانایی و جسارتی که امروز در نیروهای مستقر در خلیج فارس و تنگه هرمز شاهد می باشیم، ریشه در تجربه ها و اقداماتی دارد که نیروهایی مانند شهید شیخیان در سالهای گذشته پایه گذاری کردند.
برای آشنایی بیشتر با این بخش از زندگی شهید شیخیان، پیشنهاد می کنم مستند «چشم شیطان» نیز دیده شود؛ این مستند در رابطه با عملیات سرنگونی گلوبال هاوک است و تصاویر و روایت هایی از خود شهید شیخیان و توضیحات ایشان در رابطه با این عملیات در آن وجود دارد.
طبیعتاً در این مطالعه با محدودیت هایی مواجه بودیم؛ همچون محدودیت منابع و اسناد که با عنایت به ملاحظات امنیتی، امری طبیعی است. با وجود همکاری بسیار عالی مجموعه هوافضا و همکارانمان، باید درنظر داشت که شرایط کاملا جنگی بود. همانطور که اشاره کردم، ما در فاصله میان جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان مشغول جمع آوری اطلاعات بودیم و دسترسی به برخی فرماندهان و همکاران شهید حاجی زاده و شهید شیخیان برایمان امکانپذیر نبود. به عنوان نمونه، امکان گفت و گو با خود شهید حاجی زاده و بعضی از همکاران ایشان را نداشتیم و این مساله بر روند پژوهش تأثیر می گذاشت.
با این حال، نگاه من از ابتدا این بود که کتاب صرفا به کارهای نظامی شهید شیخیان محدود نشود. معتقدم در رابطه با عملکرد نظامی ایشان، همچنان ساعت ها می توان مطالعه کرد، گفت و گو انجام داد و آثار دیگری تولید کرد و این مساله ظرفیت خیلی زیادی برای پژوهش دارد. اما هدف من در این کتاب، بیشتر الگوسازی برای اقشار مختلف بود و این زمانی امکانپذیر می شد که تمام وجوه شخصیتی حاج داوود شیخیان بررسی شود، نه فقط کارنامه نظامی ایشان.
به همین دلیل تلاش کردم در کنار پرداختن به کارهای نظامی و مدیریتی، ابعاد خانوادگی، شخصی، اخلاقی و دیگر وجوه زندگی شهید نیز دیده شود تا مخاطب بتواند شخصیت ایشان را در ابعاد مختلف بشناسد و امکان الگوبرداری از سبک زندگی او برای گروههای مختلف فراهم گردد.
به نظرم یکی از نقاط قوت شخصیتی شهید شیخیان، سبک مدیریتی ایشان بود؛ سبکی که مانند سبک زندگی اش قابلیت الگوبرداری دارد و می تواند برای مدیران امروز نیز آموزنده باشد.
یکی از لطمه هایی که گاهی در نظام مدیریتی با آن مواجه هستیم، تغییرات گسترده نیروها با ورود یک مدیر جدید و جایگزین کردن افراد نزدیک و آشنا بجای نیروهای قبلی است. در مقابل، رفتار شهید شیخیان دراین خصوص متفاوت بود. ایشان وقتی وارد بندرعباس شد، بجای نادیده گرفتن تجربه نیروهای موجود، از ظرفیت و تجربه آنها بهره برد و زمینه رشد و پیشرفت نیروهای همان مجموعه را فراهم آورد. به این ترتیب، تجربه ای که در منطقه شکل گرفته بود حفظ شد و به مدیر بعدی منتقل شد.
من هنوز هم می توانم نمونه های گوناگونی از قدردانی نیروهایی را نشان بدهم که در آن دوره در بندرعباس حضور داشتند و همچنان از شهید شیخیان به نیکی یاد می کنند. آنها ایشان را مدیری توانمند و استراتژیست می دانند.
به نظرم این مساله می تواند پیام روشنی برای مدیران اجرائی داشته باشد؛ اگر مقرر است پیشرفتی اتفاق بیفتد، باید از مسایل کوچک و ضعف های جزئی آغاز کرد و در کنار آن، به نیروهای بومی و ظرفیتهای موجود اعتماد داشت. نتیجه چنین نگاهی را نیز می توان در عملکرد شهید شیخیان در بندرعباس دید؛ مجموعه ای از تجربه، اعتماد به نیروها و اصلاح تدریجی مسایل که در نهایت به دستاوردهایی مانند رویارویی با گلوبال هاوک منجر گردید.
به نظر من، نقطه آغاز این توانایی به پیروزی انقلاب اسلامی بازمی گردد؛ زمانی که جوانان و نیروهای انقلاب به خودباوری رسیدند و این باور شکل گرفت که می توان خیلی از نیازهای کشور را با تاکید بر توان داخلی تامین کرد.
در ادامه، چند نقطه عطف مهم در راه رسیدن به این توانایی شکل گرفت که یکی از مهم ترین آنها جنگ تحمیلی بود. در دوران دفاع مقدس، کمبود امکانات، محدودیت منابع و مشکلات مالی ما را به این سمت سوق داد که برای ایجاد یک دفاع مؤثر و با این حال کم هزینه، راهکارهای بومی و متناسب با شرایط کشور ایجاد نماییم. در همین مسیر، استفاده از موشک و پهپاد بجای اتکا به هواپیما و همینطور توسعه سیستم های پدافندی بومی مورد توجه قرار گرفت.
جنگ دوازده روزه را می توان یکی از مهم ترین آزمون های پدافندی کشور دانست. در جریان این جنگ، نقاط ضعف، کمبودها و مشکلات موجود آشکارتر شد و همین مساله امکان شناسایی و رفع آنها را فراهم کرد
از سوی دیگر، بتدریج نیاز به یکپارچه سازی سیستم های دفاعی نیز احساس شد؛ ضرورتی که شهید شیخیان در تحقق آن قدمهای بزرگی برداشت. کوشش برای ایجاد یک شبکه یکپارچه دفاعی و تقویت همکاری و هماهنگی میان ارتش و سپاه، بخشی از همین مسیر بود.
به نظر من، دو جنگی که پشت سر گذاشتیم، بخشی از ثمرات همین تلاش ها را نشان داد. مسیری که در حوزه پدافند با هدف یکپارچه سازی و تقویت توان دفاعی شروع شده بود، امروز نیز درحال تکمیل است و این موفقیت را می توان تا حد زیادی مرهون شجاعت، مدیریت و نگاه باز شهید شیخیان دانست.
طبیعتاً در راه بومی سازی و توسعه پتانسیلهای پدافندی، موانع و مشکلاتی وجود دارد، اما معتقدم در وضعیت جنگی، درگیر کردن افکار عمومی با جزییات این مسایل لزوماً کمکی به حل آنها نمی نماید. رفع این موانع، وظیفه مجموعه های تخصصی و نظامی است و بنظر می رسد نیروهای نظامی در همین مسیر درحال پیگیری و مرتفع ساختن مشکلات هستند.
همان طور که مسایل سیاسی و اقتصادی باید در اندیشکده ها و مجموعه های تخصصی در ارتباط با خود بررسی شوند، مسایل فنی و عملیاتی حوزه دفاعی نیز نیازمند بررسی کارشناسی در مجموعه های تخصصی نظامی است. به اعتقاد من، مجموعه های نظامی مسیر خودرا برای شناسایی و رفع موانع به درستی دنبال می کنند و هر سازمان و مجموعه ای نیز درحال شناسایی نقاط ضعف و «باگ ها»، بررسی مشکلات و کوشش برای اصلاح آنهاست. در مجموع، این روند برای رفع موانع و تکمیل پتانسیلهای بومی درحال پیگیری است.
در مسیر رشد پتانسیلهای دفاعی و پدافندی کشور، باید به این نکته توجه داشت که در دوران جنگ ایران و عراق، خیلی از سیستم های ما قدیمی بودند، اما همین سیستم های راداری نیز قابلیت شناسایی و رهگیری پرنده های دشمن را داشتند؛ بگونه ای که حتی ورود هواپیماها به حریم کشور به مردم اطلاع داده می شد. در آن مقطع نیز عراق از اطلاعات و داده هایی که آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در اختیارش قرار می دادند، استفاده می کرد.
امروز اما شرایط کاملا متفاوت می باشد. از یک سو، سطح فناوری و پیچیدگی تجهیزات نظامی در سالهای گذشته به شدت افزایش پیدا کرده و با هواپیماهای پیشرفته، رادارگریز و شناسایی مواجه هستیم و از طرفی، طرف اصلی تقابل ما آمریکا است. ازاین رو طبیعی است که الزامات و پیچیدگی های پدافند نیز نسبت به گذشته تغییر کرده باشد.
به نظر من، جنگ دوازده روزه را می توان یکی از مهم ترین آزمون های پدافندی کشور دانست. در جریان این جنگ، نقاط ضعف، کمبودها و مشکلات موجود آشکارتر شد و همین مساله امکان شناسایی و رفع آنها را فراهم نمود. اگر بخواهیم تخصصی به مبحث نگاه نماییم، کار پدافند در خیلی از موارد پیچیده تر از آفند است؛ چونکه باید در یک جغرافیای گسترده و متنوع، از نقاط مختلف کشور در مقابل تهدیدهای مختلف و پیشرفته حفاظت کرد.
نمونه این پیچیدگی را می توان در تجربه رژیم صهیونیستی مشاهده کرد. با وجود سرمایه گذاری گسترده ای که این رژیم طی سال ها بر سامانه هائی مانند گنبد آهنین انجام داده بود، در جنگ دوازده روزه توان موشکی ایران توانست بخشهایی از محدودیت های این سامانه ها را آشکار کند. در جنگ رمضان نیز شاهد هدف قرار گرفتن اهدافی در منطقه بودیم. این تجربه ها نشان داده است که برخورداری از توان آفندی، زمانی می تواند بازدارندگی مؤثرتری بوجود آورد که در کنار آن، توان پدافندی متناسب و قدرتمندی نیز وجود داشته باشد.
این مبحث برای ایران اهمیت بیشتری دارد؛ چونکه کشور ما از نظر جغرافیایی پهناور و متنوع است و صیانت از چنین سرزمینی، نیازمند سیستم های پدافندی گسترده، هماهنگ و پیشرفته است. به همین دلیل، تقویت پدافند باید هم تراز توسعه توان آفندی مورد توجه قرار گیرد.
در نهایت، هدف من از این کار، اگر خداوند قبول کند، صرفا روایت بخشی از کارهای نظامی شهید شیخیان نبود. تلاش کردم شخصیتی را معرفی کنم که از دید من می تواند یک الگوی ویژه و چندبعدی باشد. شهید شیخیان در کنار پتانسیلهای فنی و مدیریتی، از خصوصیت های اخلاقی، جهان بینی اسلامی و روحیه انقلابی برخوردار بود و همین مجموعه خصوصیت هاست که شخصیت او را برای معرفی به نسل جوان و اقشار مختلف جامعه قابل توجه می کند.
به نظرم زندگی شهید شیخیان همچنان حرف های تازه زیادی برای گفتن دارد و می توان در رابطه با ابعاد مختلف زندگی و سبک مدیریتی و شخصی او آثار بیشتری تولید کرد و این خصوصیت ها را به نسل جوان و گروههای مختلف جامعه معرفی نمود.
منبع: صد کادو

categories & tags
In جشن, جشنواره, کادو, هدیه
By آموزش, توسعه, تولید, سازمان