وقتی زبان و ادبیات، خانه یک ملت می شود

    Home  /  جشن  /  وقتی زبان و ادبیات، خانه یک ملت می شود

وقتی زبان و ادبیات، خانه یک ملت می شود Image

وقتی زبان و ادبیات، خانه یک ملت می شود

به گزارش صد کادو به نقل از مهر، در بین آثاری که به بررسی پیوند میان زبان و ملیت پرداخته اند، اثر شاهرخ مسکوب تحت عنوان «هویت ایرانی و زبان فارسی» جایگاهی منحصربه فرد دارد. این کتاب که اصولا با عنوان «ملیت و زبان: نقش دیوان، دین و عرفان در نثر فارسی» تدوین شده بود، فراتر از یک پژوهش زبانی، تلاشی است برای پاسخ به یک پرسش بنیادین هستی شناختی: چه طور یک ملت توانست بعد از فروپاشی چارچوب های سیاسی (مانند دوران ساسانی) و تغییر پارادایم های دینی و زبانی (ورود اسلام و زبان عربی)، هویت تاریخی و پیوستگی فرهنگی خودرا حفظ و بازسازی کند؟ مسکوب در این اثر استدلال می کند که زبان فارسی، فراتر از یک ابزار ارتباطی، به «پناهگاه اصلی» و «مکانیسم دفاعی» برای بقای ایرانیت بدل شد.
این کتاب که اولین بار در سال ۱۳۷۹ توسط انتشارات فرزان روز به چاپ رسید، ریشه های خودرا در مجموعه ای از سخنرانی های تأمل برانگیز مسکوب می داند. وی با افزودن تحلیل های عمیق و پیوند دادن این سخنرانی ها به بافتار تاریخی، کتابی را پدید آورده که حال در چاپ های گوناگون (از جمله چاپ نهم) در دسترس محققان است. ساختار چهار فصلی کتاب، با یک پیشگفتار مفهومی، بگونه ای طراحی شده است که خواننده را از پرسش های کلی هویت به تحلیل های جزئی تر در حوزه های قدرت (دیوان)، ایمان (دین) و شهود (عرفان) هدایت کند.

زبان به مثابه حافظه جمعی

مسکوب با نگاهی جامعه شناختی و تاریخی، وضعیت دشوار ایرانی ها بعد از استقرار اسلام را ترسیم می کند. او باور دارد ایرانی ها در این دوره گرفتار یک «گسست سیاسی» شدند، اما از یک «پیوستگی فرهنگی» بهره بردند. در حالیکه زبان عربی جایگاه رسمی دین و دیوان سالاری را تصاحب کرد، زبان فارسی وظیفه سنگین دیگری را بر عهده گرفت: تبدیل شدن به ظرفی برای حفظ خاطره های باستانی، بازسازی تصویر ذهنی از «ایران» و انتقال اسطوره ها به نسل های جدید.
از نظر مسکوب، فارسی زبانی است که توانست میان «تجربه نو» (اسلام) و «خاطره کهن» (ایران باستان) پل بزند. این زبان با جذب عناصر مختلف -از واژگان عربی گرفته تا چارچوب های ترکی و مفاهیم اسلامی- توانست هویتی متکثر اما منسجم بوجود آورد که بر پایه نژاد یا قومیت نیست، بلکه بر پایه «تجربه مشترک فرهنگی» بنا شده است.

مثلث سازنده نثر فارسی: دیوان، دین و عرفان

محور اصلی تحلیل مسکوب، شناسایی سه نیروی محرکه ای است که نثر فارسی را در طول قرن ها شکل داده و به آن عمق بخشیده اند:
اهل دیوان، نیروی ساختار و قدرت: دبیران و کارگزاران دستگاههای حکومتی (اهل دیوان)، نقش اصلی را در ایجاد «نثر رسمی» و «نثر اداری» ایفا کردند. این گروه با ثبت وقایع تاریخی، نامه نگاری های سیاسی و تدوین اسناد حکومتی، به زبان فارسی ظرفیت «نهادی» بخشیدند. مسکوب نشان میدهد که چه طور زبان در ساختار قدرت عمل می کند و چه طور نثر رسمی می تواند بتدریج، هویت سیاسی یک سرزمین را در چارچوب کلمات تثبیت کند.
اهل دین، نیروی انتقال و معنا: در دورانی که دانش دینی عمدتا به زبان عربی بود، «اهل دین» وظیفه پل زدن میان مفاهیم انتزاعی اسلامی و جامعه فارسی زبان را بر عهده داشتند. این گروه با انتقال مفاهیم دینی به فارسی، قلمرو معنایی این زبان را بشدت گسترش دادند. اما نکته کلیدی از نظر مسکوب، اینست که فارسی فقط یک «ناقل» نبود؛ بلکه مفاهیم عربی را در «ساختار نحوی» و «تخیل زبانی» خود بازآفرینی کرد که با زیست جهان ایرانی سازگار شود.
اهل عرفان، نیروی شهود و زیبایی: عارفان و صوفیان، شاید مهم ترین نقش را در ارتقاء سطح کیفی و زیبایی شناختی نثر فارسی داشتند. مسکوب میان «اسلام شریعت» (قاعده مند و قانونی) و «اسلام طریقت» (تجربی و شهودی) تمایز قائل می شود. اهل عرفان با سودجستن از نمادها، تمثیل ها و زبان عشق، به نثر فارسی امکان دادند تا از سطح گزارشات اداری و آموزشی فراتر رفته و به زبانی چندلایه، استعاری و سرشار از تجربه فردی تبدیل گردد. این بخش از نثر، همان جایی است که زبان فارسی به «خانه روحی» ایرانی ها بدل گشت.

میان آرمان گرایی و واقعیت های تاریخی

اگرچه کتاب مسکوب از نظر تأثیرگذاری بر اندیشه ملی خیلی قدرتمند است، اما از منظر روش شناسی آکادمیک مدرن، میتوان به چند نکته انتقادی اشاره کرد: کتاب بیشتر یک «تفسیر فرهنگی» است تا یک پژوهش زبان شناختی دقیق. مسکوب بیشتر به دنبال یافتن «معنا» در زبان است تا تحلیل چارچوب های نحوی یا صوت شناختی آن. برخی منتقدان اعتقاد دارند مسکوب، هویت ایرانی را تا حدی یکپارچه و آرمانی تصویر می کند، در حالیکه تاریخ ایران مملو از تضادهای قومی، زبانی و مذهبی است که شاید در این روایتِ کلان، کمرنگ دیده شده باشند. خاصیت دیگر تمرکز بیش از اندازه بر «نثر» است، این خاصیت امکان دارد نقش زبان های گفتاری محلی و سایر گونه های ادبی را در تشکیل هویت تحت الشعاع قرار داده باشد.
«هویت ایرانی و زبان فارسی» اثری است که نشان میدهد چه طور زبان می تواند از یک ابزار ارتباطی، به یک مکان تبدیل شود؛ مکانی معنوی و تاریخی که حتی در دوران نبودِ قدرت سیاسی واحد، ایرانی ها را در پیرامون خود گرد هم می آورد. مسکوب با تبیین نقش دیوان، دین و عرفان، ثابت می کند که زبان فارسی، نه یک میراث ایستا، بلکه یک پروسه پویا و زنده برای بازآفرینی مداومِ «ایران» است. این کتاب برای هر کسی که به دنبال درک رابطه میان کلمه و هستیِ یک ملت است، منبعی گرانبها شمرده می شود.

Author | صدکادو Comments | ۰ Date | ۱۰/۰۷/۱۴۰۵

leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *