
داستان فیلم «مهمان مامان» به بخشی از زندگی چند خانواده کم برخوردار می پردازد که در یک خانه قدیمی و بزرگ، در کنار یکدیگر زندگی می کنند. داستان از جایی آغاز می شود که خواهرزاده یکی از زنان ساکن خانه، بهمراه همسر جوانش که از خارج از کشور آمده، به دیدن او می آید. زن که در خانه چیزی برای پذیرایی ندارد، از حضور میهمان و نداشتن امکانات کافی برای پذیرایی از او نگران می شود. در عین حال، شرایط جوری پیش می رود که زوج جوان تصمیم می گیرند برای شام بمانند و همین موضوع، زن را برای آماده کردن سفره نگران می کند. اما در ادامه، همخانه ها و یکی از دوستان قدیمی زن هم به کمک او می آیند و هرکدام به گونه ای در آماده کردن غذا و سفره کمک می کنند.
آنچه در اینجا اهمیت دارد فقط فراهم کردن سفره غذا نیست؛ بلکه تلاشی برای برپا کردن یک سفره و شیوه میهمان داری و روابط همسایگی را به تصویر می کشد. در «مهمان مامان» هم سفره صرفا محلی برای صرف غذا نیست، بلکه بهانه ای برای همکاری، دور هم جمع شدن و شکل گرفتن رابطه میان آدم های خانه است. حضور عروسی که از خارج از کشور آمده هم این تفاوت فرهنگی را پررنگ تر می کند؛ گویی خانواده می خواهد بوسیله سفره و شیوه پذیرایی، بخشی از فرهنگ و عادت های خودرا به میهمان نشان دهد.
تصویری که فیلم «مهمان مامان» از مهمانی و سفره ایرانی ارائه می کند، فقط آماده کردن چند غذا برای یک میهمان نیست. در جریان فیلم، زمانی که مقرر است میهمانان برای شام بمانند، همسایه ها و اهالی خانه هرکدام به گونه ای برای آماده کردن غذا و برپا کردن سفره وارد ماجرا می شوند. همین همکاری جمعی، یکی از جنبه هایی است که میتوان آنرا در کنار توصیف نجف دریابندری از فرهنگ مهمانی و سفره ایرانی قرار داد.
دریابندری در «مستطاب آشپزی؛ از سیر تا پیاز» درباره ی آشپزی ایرانی می نویسد که آماده کردن و پختن غذای مهمانی، جشن، نذر و حتی سوگواری، مجالی برای زنان و دختران بوده است تا مهارت آشپزی خودرا نشان دهند و در این کار، زنان و دختران همسایه هم با آنها همکاری می کردند. این توصیف، در «مهمان مامان» شکل تصویری پیدا می کند؛ در جایی که آماده کردن شام از یک کار فردی خارج می شود و به فعالیتی جمعی تبدیل می شود. هرکس با هر کاری که از دستش برمی آید، برای برپا شدن سفره وارد عمل می شود.
همکاری همسایه ها برای آماده کردن غذا نشان داده است که سفره می تواند فضایی برای شکل گرفتن و تقویت روابط اجتماعی باشد. به همین دلیل، آن چه در فیلم دیده می شود را میتوان فراتر از یک مهمانی خانوادگی دید؛ فیلم بخشی از روشی از زندگی را نشان داده است که در آن پذیرایی از مهمان، مشارکت دیگران را هم بهمراه دارد. این مورد در توصیفی که دریابندری از آشپزی ایرانی عرضه می کند، شکل دیگری پیدا می کند. او آشپزی ایرانی را هنری می داند که در خانه های مردم و به دست زنان و دختران شهرها و روستاهای ایران پرورش یافته است. در این نگاه، آشپزی تنها مجموعه ای از دستورهای پخت نیست، بلکه دانشی است که در زندگی روزمره شکل گرفته و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. بخشی از همین انتقال هم در مناسبت هایی مانند مهمانی اتفاق می افتاده؛ زمانی که آماده کردن غذا مجالی برای به کار گرفتن و انتقال تجربه آشپزی بوده است.
یکی دیگر از خصوصیت هایی که دریابندری برای آشپزی ایرانی به آن اشاره می کند، تنوع در عین حفظ الگوی اصلی غذاهاست. بگفته او، غذاهایی مانند پلو، خورش، آبگوشت، اشکنه و کوکو، هرکدام الگویی هستند که میتوان آنها را با مواد مختلف و متناسب با فصل، منطقه یا سلیقه افراد تهیه کرد. ازاین رو آشپزی ایرانی را نمی توان فقط با چند غذای مشخص معرفی کرد؛ بلکه مجموعه ای از الگوهای غذایی است که با گذشت زمان امکان تغییر و تنوع داشتند.
در «مهمان مامان» هم سفره ای که برای میهمان آماده می شود، مجموعه ای از غذاهای آشنای سفره ایرانی را در کنار هم قرار می دهد. حضور غذاهایی مانند پلو و خورش در کنار دیگر اجزای سفره، در کنار شیوه آماده کردن و چیدن آنها، تصویری از همان فرهنگ غذایی را به مخاطب نشان داده است.
دریابندری در بخش «سفره ایرانی» کتاب، به موضوعی فراتر از خود غذا می پردازد و درباره ی شیوه پذیرایی از میهمان هم توضیح می دهد. برمبنای توصیفی که او بیان می کند، در گذشته آماده کردن خانه برای مهمانی، مرتب کردن اتاق ها و حیاط و کمک گرفتن از دختران خانه و همسایه ها بخشی از مقدمات پذیرایی بوده است.
اینجا هم مهمانی تنها به لحظه حضور میهمان محدود نمی شود؛ از پیش برای آن آماده می شدند و آماده سازی خانه و غذا بخشی از آئین پذیرایی به شمار می آمد. حتی چیدمان سفره هم در این روایت جایگاه مشخصی دارد. نان، سبزی خوردن، پنیر، ترشی، ماست و دیگر اجزای سفره در کنار پلو، چلو و خورش قرار می گرفتند و بعد از کامل شدن سفره، میزبان از میهمانان برای نشستن دعوت می کرد. جای نشستن افراد هم تابع سن و جایگاه آنها بود و معمولا میهمان بزرگ تر یا محترم تر زودتر از دیگران سر سفره می نشست.
این جزییات نشان داده است که سفره در فرهنگ ایرانی تنها محلی برای قرار دادن غذا نبوده و آداب خاص خودرا داشته است. بخشی از این رفتارها را میتوان در «مهمان مامان» هم مشاهده کرد؛ از آماده کردن خانه و غذا گرفته تا پهن کردن سفره و دعوت میهمانان برای نشستن. فیلم این آداب را نه به صورت مستقیم، بلکه در جریان زندگی شخصیت ها نشان داده است.
از سوی دیگر، حضور مهمانی که از خارج از کشور آمده، این تفاوت فرهنگی را در فیلم پررنگ تر می کند. میهمان با فضایی رو به رو می شود که در آن پذیرایی تنها به عرضه غذا خلاصه نمی شود و نحوه چیدن سفره، دعوت به غذا خوردن، نشستن افراد و مشارکت اعضای خانه و همسایه ها هم بخشی از این فرهنگ است. به این ترتیب، سفره غذا به راهی تبدیل می شود که شخصیت ها بوسیله آن بخشی از سبک زندگی خودرا به میهمان نشان می دهند. در کنار این تصویر سینمایی، «مستطاب آشپزی» هم با ثبت خصوصیت های آشپزی و آداب سفره ایرانی، بخشی از همین فرهنگ را در چارچوب کتاب روایت می کند. یکی از نقاط اتصال این دو اثر، همین توجه به غذا بعنوان بخشی از زندگی اجتماعی است.
در «مهمان مامان»، این فرهنگ در رفتار شخصیت ها و ارتباط بین آنها دیده می شود و در کتاب دریابندری، همان مبحث در چارچوب توضیح درباره ی آشپزی، مهمانی و آداب سفره گفته شده است. از این منظر، سفره ایرانی را میتوان یکی از فضاهایی دانست که در آن بخشی از فرهنگ روزمره یک جامعه شکل می گیرد و منتقل می شود؛ فرهنگی که نه فقط در خود غذا، بلکه در شیوه آماده کردن، تعارف کردن، کنار هم نشستن و مشارکت آدم ها هم دیده می شود.
آشپزی ایرانی، علاوه بر آداب مهمانی و سفره داری، بخشی از شیوه زندگی مردم این سرزمین را شکل داده است. نجف دریابندری در «مستطاب آشپزی»، آشپزی ایرانی را هنری می داند که در خانه های مردم و به دست زنان و دختران مناطق شهری و روستایی شکل گرفته و در طول نسل ها ادامه پیدا کرده. همین ارتباط آن با زندگی روزمره سبب شده که خیلی از مهارت های آشپزی، نه در محیط های رسمی، بلکه در خانواده و میان نسل های مختلف منتقل شود. مهمانی، جشن، نذر و حتی عزاداری هم از موقعیت هایی بودند که در آنها این مهارت ها را بعنوان بخشی از فرهنگ غذایی خانواده و جامعه را به نمایش می گذاشتند.
یکی از خصوصیت هایی که دریابندری برای آشپزی ایرانی به آن اشاره می کند، اهمیت پخت ملایم و طولانی و به اصطلاح «دم کشیدن» و «جا افتادن» غذاست که این خصوصیت در آشپزی دیگر کشورها همچون آشپزی چین دیده نمی گردد. در کنار این ویژگی، آشپزی ایرانی تنوع زیادی هم دارد. پلو، خورش، آبگوشت، اشکنه و کوکو تنها نام چند غذای مشخص نیستند، بلکه الگوهای غذایی هستند که میتوان آنها را با مواد مختلف و متناسب با فصل، منطقه و ذائقه عوض کرد.
غذا در فرهنگ ایرانی فقط جهت رفع گرسنگی آماده و طبخ نمی گردد، بلکه شیوه آماده کردن، چیدن و عرضه آن به میهمان هم بخشی از فرهنگ است. سفره، نحوه نشستن افراد، جایگاه میهمان و بزرگ ترها و حتی تعارف کردن غذا، مجموعه ای از رفتارهایی هستند که در کنار غذا معنا پیدا می کنند. از این منظر، سفره را میتوان یکی از فضاهایی دانست که فرهنگ ایرانی در آن اجرا و منتقل می شود.
در «مهمان مامان» هم همین مساله در دل داستان دیده می شود. خانواده ای که از نظر اقتصادی امکانات زیادی ندارد، با رسیدن مهمان، تلاش می کند سفره ای درخور او آماده کند. هرکدام از همسایه ها هم در تهیه غذا و آماده کردن خانه به اندازه توان خود نقشی دارد. فیلم از این راه نشان داده است که مهمانی در فرهنگ ایرانی می تواند یک تجربه و محلی برای شکل گرفتن روابط میان افراد باشد.
آن چیزی که از روایت فیلم و توضیحات کتاب «مستطاب آشپزی» به دست می آید، تصویری از آشپزی بعنوان بخشی از فرهنگ جامعه ایرانی است. غذاها، روشهای پخت و آداب سفره داری با گذشت زمان بوسیله خانواده و تجربه منتقل شدند و امروزه میتوان آنها را در چارچوب هایی مانند کتاب، سینما و دیگر رسانه های فرهنگی بازنمایی کرد. «مهمان مامان» یکی از نمونه هایی است که این فرهنگ را از مسیر داستان و تصویر به مخاطب نشان داده است و «مستطاب آشپزی» نمونه ای دیگر از ثبت و روایت آن در چارچوب کتاب است. سرانجام، میتوان گفت آشپزی و سفره داری ایرانی بخشی از حافظه، روابط اجتماعی و شیوه زندگی ایرانی ها را در خود حفظ نموده است و از غذا و نحوه پخت آن تا چیدن سفره و شیوه پذیرایی از مهمان، هرکدام می توانند بخشی از یک سنت را روایت کنند.
بطور خلاصه او آشپزی ایرانی را هنری می داند که در خانه های مردم و به دست زنان و دختران شهرها و روستاهای ایران پرورش یافته است. جای نشستن افراد هم تابع سن و جایگاه آنها بود و بطور معمول میهمان بزرگ تر یا محترم تر زودتر از دیگران سر سفره می نشست. یکی از خصوصیت هایی که دریابندری برای آشپزی ایرانی به آن اشاره می کند، اهمیت پخت ملایم و طولانی و به اصطلاح دم کشیدن و جا افتادن غذاست که این خصوصیت در آشپزی دیگر کشورها همچون آشپزی چین دیده نمی گردد.
منبع: sadkado.ir

categories & tags
In جشن, جشنواره, کادو, هدیه
By ارتباطات, جشن, دانش, فرهنگ