
اسباب بازی، یک رسانه بی صدا است؛ رسانه ای که در عین سرگرم کردن کودک می تواند غیرمستقیم فرهنگ ها، ارزش ها و سبک زندگی را نیز به ذهن و رفتار کودک منتقل کند.
کودکی که با یک اسباب بای خارجی سرگرم می شود، ناخودآگاه در حال یادگیری سبک زندگی، الگوهای رفتاری و حتی نوع نگاه به قهرمانان و شخصیت هاست. از همین رو اسباب بازی یک کالای تفریحی نیست، بلکه ابزار شکل گیری به رفتارها و ادراکات و همین طور گسترش هویت فرهنگی کودک است. در کشور ما این مساله کمتر مورد توجه قرار گرفته است. درنتیجه ما می بینیم که بخش قابل توجهی از بازار اسباب بازی به محصولات غیرایرانی و وارداتی اختصاص یافته و نیاز داخلی از این راه تامین می شود.
آمار و ارقام موجود نشان میدهد درصد بالایی از مصرف داخلی اسباب بازی در کشور وابسته به واردات است. زمانیکه کودک ایرانی در سنین تشکیل شخصیت، با روایتها و نمادهایی از فرهنگ دیگر مواجه می شود، امکان اثرگذاری بر جهت گیری ذهنی و رفتاری اش افزوده می شود، بخصوص اگر محتوای این محصولات بر مبنای روحیات، ارزش ها و مفاهیم همان فرهنگ طراحی شده باشد و با نیازها و زمینه های فرهنگی کودک ایرانی هماهنگی نداشته باشد و ورود گسترده این محصولات می تواند فقط از جنبه سرگرمی اثر نگذارد و بلکه زمینه هایی از فرهنگ بیگانه را به حوزه تربیتی کودک منتقل کند.
علاوه بر دستاوردهای فرهنگی، سهم بالای کالاهای وارداتی می تواند به تولیدکنندگان بومی و ایرانی لطمه جدی وارد کند و درنتیجه فرصتهای شغلی در رابطه با این صنعت را کم کند. علاوه بر آن نبود استانداردهای سخت گیرانه در واردات و کیفیت سنجی دقیق محصولات کودکانه، از دیگر نگرانی های واردات اسباب بازی است؛ نگرانی هایی که در صورت بی توجهی، امکان دارد بازار این حوزه را بیشتر از پیش در اختیار محصولات کم کیفیت خارجی قرار دهد. در ادامه گزارش، تلاش نموده ایم با مروری بر آمار رسمی گمرک جمهوری اسلامی ایران، میزان واردات اسباب بازی را در سال ۱۴۰۴ بررسی نماییم و ببینیم در ده ماهه این سال، چه سهمی از بازار داخلی توسط محصولات وارداتی تامین شده است.
بررسی داده های گمرکی ده ماهه سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که انحصار واردات اسباب بازی در دستان چند کشور همچون چین، امارات متحده عربی، ترکیه و هنگ کنگ است. در این بین، چین با اختلاف، پیشگام و پرچمدار واردات به بازار ایران بحساب می آید. طبق آمار رسمی، حدود ۴ هزار تن از حجم کل واردات، تنها از کشور چین صورت گرفته است؛ عددی که علاوه بر تسلط اقتصادی، از نفوذ سبک زندگی و الگوهای رفتاری این کشور بر زیست روزمره خردسالان ایرانی حکایت دارد. در جایگاه دوم، امارات متحده عربی با حدود ۴۴۳ تن واردات قرار دارد. نکته مهم اینست که امارات نه به عنوان یک تولیدکننده، بلکه به عنوان مرکز توزیع و نشر برندهای غربی و بین المللی عمل می کند. این حجم از واردات، نشان از ورود بی سروصدای شخصیت ها و ارزش های غیرایرانی است که کم کم جایگزین قهرمانان بومی در ذهن کودک می شوند.
در ادامه، ترکیه با حدود ۴۴ تن و هنگ کنگ با ۱۳ تن در رتبه های بعدی قرار دارند. ورود اسباب بازی از ترکیه، علاوه بر ابعاد اقتصادی، حامل رویکرد های مدرنیته خاص این کشور است که بازنمایی آن در چارچوب عروسک ها و ابزارهای بازی، ناخودآگاه کودک را با اولویت های فرهنگی دیگری آشنا می کند. این آمارها نشان میدهد که اسباب بازی تنها یک کالای سرگرمی نیست؛ بلکه رسانه ای بی صدا است. ما با واردات این حجم از کالا، تنها کالا وارد نمی نماییم، بلکه بسته های فرهنگی کشورهای دیگر را به دست خردسالان خود می سپاریم که امکان دارد با ارزش های اخلاقی و هویت ملی ما در تضاد باشند که این مساله نیازمند بازبینی جدی در سیاستهای حمایتی از تولید بومی است.
بر اساس آمار تجمیعی واردات اسباب بازی در ده ماهه سال ۱۴۰۴، مجموع وزن واردات به حدود ۴ هزار و ۹۵۱ تن رسیده است. این رقم نشان میدهد که بازار اسباب بازی کشور بازهم وابستگی قابل توجهی به محصولات وارداتی دارد و سهم تولیدکنندگان داخلی در بازار اسباب بازی، محدود است. از منظر ارزش ریالی، مجموع واردات اسباب بازی به ۱۰ تریلیون و ۳۲۶ میلیاردریال رسیده است و همین طور ارزش دلاری این واردات ۱۶ میلیون و ۴۸۴ هزار دلار ثبت شده است. این ارقام نشان میدهد که برای تامین اسباب بازی کشور، منابع مالی خیلی قابل توجهی خارج شده است؛ منابعی که در صورت استفاده در تولید ملی، می توانست در ایجاد و تقویت زیرساخت های صنعتی و تولید، ایجاد اشتغال و پشتیبانی از طراحان و تولیدکنندگان داخلی نقش مؤثری داشته باشد.
پرسش اساسی اینست که چرا تولید اسباب بازی در ایران نتوانسته سهمی مناسب را به دست آورد؟ آیا مشکل در تامین مواد اولیه است، یا نبود فناوری های به روز در طراحی و ساخت، یا نبود حمایت های مؤثر از جانب نهادهای مسئول؟ به نظر، مجموعه ای از این عوامل، در کنار جذابیت پایین محصولات داخلی و ضعف در بازاریابی، سبب شده است که کالای ایرانی نتواند آن طور که شایسته است با نمونه های وارداتی رقابت کند. این آمار هشداری در رابطه با لزوم بازبینی در سیاستهای حمایتی تولید و تقویت صنعت اسباب بازی ایرانی است؛ صنعتی که در صورت توجه جدی، می تواند علاوه بر تامین نیاز بازار، در حفظ هویت فرهنگی کشور نیز اثرگذار باشد.
حرف آخر اینکه زمانیکه کودک ایرانی در سنین تشکیل شخصیت، با روایتها و نمادهایی از فرهنگ دیگر مواجه می شود، امکان اثرگذاری بر جهت گیری ذهنی و رفتاری اش افزوده می شود، بویژه اگر محتوای این محصولات بر اساس روحیات، ارزش ها و مفاهیم همان فرهنگ طراحی شده باشد و با نیازها و زمینه های فرهنگی کودک ایرانی هماهنگی نداشته باشد و ورود گسترده این محصولات می تواند فقط از جنبه سرگرمی اثر نگذارد و بلکه زمینه هایی از فرهنگ بیگانه را به حوزه تربیتی کودک منتقل کند. علاوه بر آن نبود استانداردهای سخت گیرانه در واردات و کیفیت سنجی دقیق محصولات کودکانه، از دیگر نگرانی های واردات اسباب بازی است؛ نگرانی هایی که در صورت بی توجهی، امکان دارد بازار این حوزه را بیشتر از پیش در اختیار محصولات کم کیفیت خارجی قرار دهد. نکته مهم این است که امارات نه بعنوان یک تولیدکننده، بلکه بعنوان مرکز توزیع و نشر برندهای غربی و بین المللی عمل می کند.
categories & tags
In جشن, جشنواره, کادو, هدیه
By اسباب بازی, تولید, صنعت, فرهنگ