
یادداشت مهمان- علی صارمیان، کارشناس و پژوهشگر رسانه؛ در زبان های باستانی افتاب را هوئر یا اهورا و گل را هرریه یا خرره می گویند.آن نماد فروهر به مفهوم فرو هوئر یا بالاتر از آفتاب است.
برای من و مردم قدیم خرم آباد فرق است بین خَررهَ و گِل مالی. گِل مالی به شکلی کلمه ای بی عاطفه و عمومی است. یعنی آغشته کردن کسی یا چیزی به گِل. خوب این مشترک است با خَرَ اما معنای خَرَره و فلسفه اش چیز دیگری است. خَرَرهافتادن یک کار بی عاطفه و فلسفه نیست. در لرستان و بعضی شهرها مثل قروه در کردستان یا ورامین، یک آئین کهن و با هویت است؛ منتها آیینی لریاتی و تا حدودی مقدس.
خرم آبادی ها و بعضی لرهای دیگر، خاک پاک را از بادیه و صحرا می آورند و روز تاسوعا الک می کنند. بعد داخل حوضچه ای می ریزند. یک حوض دایره ای شکل یا مربع. مردم هم گلاب نذر می کنند و گلاب را بر خاک می گذارند تا شب عاشورا که خَررَه را کم کم درست می کنند. این خاک بوی عطر می دهد و پاکیزه است.
روزتاسوعا دو دسته به دهات و بادیه می روند. دسته اول برای خاک. دسته دوم برای هیزم. هیزم را برای اول بامداد عاشورا می آورند که آتش بزنند به هیزم ها تا سردت نشود. جلوی آتش که ایستادی و خَرَره که بر تن و لباست خشک شد، راه می افتی در خیابان های شهر. جلوی دسته توشمال ها، ساز و دهل که نشانه چمر و مرگ عزیز است را به نشانه آغاز روز سوگواری می زنند. ساز چمرانه که به گوش می رسد یعنی کسی خانه نمانَد که عاشورا برگزار شده است.
این دقیقاً کاری است که در لرستان برای مرگ عزیزی انجام می دهند. بصورت جمعی، کسی در لرستان برای مرگ عزیزش قمه نمی زند. یا کارهای دیگری که آیینش نشانه سوگواری باشد.
خرَرَه افتادن نشانه این است که پس از رفتن تو، با خاک برابر شدیم. یعنی تو به زیر خاک رفتی و ما هم خاک شدیم. یک معنای دیگرش شبیه سازی خود با بازماندگان و اسیران کربلاست که با پای برهنه در خاک ها رفتند و خاک بر سر و صورت پاکشان نشست. خرَرهَ معناهای زیادی دارد. آقای بهرام بیضایی در نوشتن فیلم روز واقعه از خَررهَ بهره برده است. این که آیا در کتب تاریخی این چنین سندی برای سوگواران بر اساس خَرَه افتادن هست یا خیر را باید از بیضایی پرسید که کتاب هایش گاها منبع شناخت سنت های اصیل ایرانی در سازمان هایی چون یونسکو است. به هر حال خَرَره یک سنت محلی بی آزار ایرانی است و می توان با رعایت مسائل محیط زیستی این سنت را منشأ خوبی برای زنده کردن سنت های جدید قرار داد. مثلاً وقتی دسته ها برای آوردن هیمه به دهات و کوهستان می روند با خودشان نهال ببرند و به یاد امام حسین (ع) نذر کنند و بکارند.
خَرره جزئیات دیگری هم داشت. حمام عمومی که مجانی بود و نذر حمام چی که اینروزها دیگر با برچیده شدن حمام های عمومی از یاد رفته است. سنت های دیگری هم در لرستان وجود دارد مثل چهل منبر که به صورت اختصاصی متعلق به بانوان است و محل برگزاری آن کوچه ارزاق خرم آباد است. یا مثلاً تراش عباس که بنا به باور قدیمی حضرت عباس برای شهادت خویش را آراسته کرده و صورت را پیرایش کرده و خرم آبادی ها این را سنت کرده بودند. با این همه هیچگاه در مورد خَرَره افتادن، رفتار افراطی از بزرگان هیأت ها ندیدم. آخرین عکسی که از مرحوم پدرم دارم، خره را به تبرک به سر و شانه ها یا صورت می مالید.
من می دانم که بهرام بیضایی تا حدودی از دریچه نگاه مثل منی به عاشورا نگاه کرده.
عاشورا در لرستان هنوز بر قدیمی ترین سنت های ایرانی می گردد و پس از من و شما هم تا قیامت و حیات مردم شهر سینه به سینه خواهد گشت.
کاش ما که اینهمه دنبال ایرانیزه کردن همه چیز هستیم و خویش را نواده خاک پاک آریایی می دانیم ؛ میثاق با خاک در لرستان را درک نماییم.
حسین ع برای لرها حقیقت خون سیاوشان است نه بر گونه اسطوره.
به گونه واقعی که قربانی خلیفه جور ی شد که هزاران ایرانی و زن و کودک را به اسیری برد و حسین ع را هم به همان شکل برایش عاشورا ساخت.
این همدردی عاطفی اولیه به شناخت راه و پیام حسین (ع) رسید.
به طور خلاصه، مردم هم گلاب نذر می کنند و گلاب را بر خاک می گذارند تا شب عاشورا که خَررَه را کم کم درست می کنند. اینکه آیا در کتب تاریخی این چنین سندی برای سوگواران بر مبنای خَرَه افتادن هست یا خیر را باید از بیضایی پرسید که کتاب هایش گاها منبع شناخت سنت های اصیل ایرانی در سازمان هایی چون یونسکو است. حمام عمومی که رایگان بود و نذر حمام چی که این روزها دیگر با برچیده شدن حمام های عمومی از یاد رفته است.
منبع: صد کادو

categories & tags
In جشن, جشنواره, کادو, هدیه
By سازمان, فیلم, كتاب