از بچه ی بی عرضه تا یک امپراتوری!

    Home  /  جشن  /  از بچه ی بی عرضه تا یک امپراتوری!

از بچه ی بی عرضه تا یک امپراتوری! Image

از بچه ی بی عرضه تا یک امپراتوری!

به گزارش صد کادو، «جف کنی» با وجود انتشار بیستمین کتاب از مجموعه «خاطرات یک بچه‌ی بی عرضه»، هیچ نشانه ای از کاهش سرعت در کارش نشان نمی دهد و همچنان به عنوان یک فیلم نامه نویس مشغول کار است، به باز کردن یک کتابفروشی فکر می کند و برای بازسازی زادگاهش برنامه ریزی می کند.
به گزارش صد کادو به نقل از ایسنا، تماشای «جف کینی» هنگام امضای کتاب ها، شبیه تماشای یک قطعه پیچیده از «هنر اجرا» (Performance Art) است. در پشت صحنه یک سالن تئاتر واقع در «چستر»، جایی که این نویسنده تور کتاب خوانی بریتانیای خودرا برگزار می نماید، سه میز تاشو زیر بار هزاران جلد کتاب، خم شده اند. «کینی» روی یک صندلی چرخ دار دور میز می چرخد و در حین حرکت، امضا می کند. این تصویر تمام عیاری از تمرکز کامل است.
«گاردین» نوشت، «کینی» درحال امضای جلدهای کتاب «آدم ضدحال» است که بیستمین کتاب از مجموعه پرفروش «خاطرات یک بچهٔ بی عرضه» شمرده می شود. روی هر نسخه عبارت «بیش از ۳۰۰ میلیون نسخه فروخته شده» نقش بسته است.
برنامه های «کینی» دنیایی به دور از مراسم های معمول و آرام امضای کتاب نویسندگان دارد. تور کتاب جدید او یک نمایش است که شخصیت های آن روی صحنه می آیند و در جریان آن مشارکت مخاطبان به حدی پرشور است که یک مادر بیچاره موقع انجام حرکت ۱۸۰ درجه یوگا، نزدیک بود خودش را دو نیم کند. البته که چنین فضایی قابل توجه است، به ویژه که «کینی» ادعا می کند ذاتا چنین آدمی نیست. وی در پشت صحنه این تور می گوید: «من آدمی نیستم که لازم باشد در کانون توجه باشم. یک نویسنده ام. این حرفه را انتخاب کردم چون درون گرا هستم. ازاین رو روی صحنه بودن چیز عجیبی است، اما این روزها، اگر نویسنده خردسالان باشید، باید یاد بگیرید که یک سرگرم کننده هم باشید.»
«کینی» که پیش از نویسندگی مهندس نرم افزار بود، اولین بار «بچهٔ بی عرضه» را که درباره ی ماجراهای بامزه یک دانش آموز دوره راهنمائی به نام «گرگ هفلی» است برای یک سایت خلق کرد. سه سال بعد، اولین کتاب منتشر گردید و فورا با استقبال مواجه گردید و با شخصیت هایی که ارتباط با آنها راحت بود و جوک های خیلی زیادش، خردسالان را هیجان زده کرد.
«کینی» که حالا ۵۴ ساله است و موهای اطراف پیشانی اش خاکستری شده، هم خیلی قدبلند است و هم به طرز فوق العاده ای مودب است. پس بعنوان کسی که احتمالاً باید خیلی ثروتمند باشد، به طرز باورنکردنی ای آدمی عادی به نظر می آید. خیلی راحت می توان اظهار داشت که امکان دارد شبیه یک معلم دوست داشتنی یا کسی که یک کسب و کار کوچک سفالگری دارد، به نظر برسد.
با این وجود، «کینی» در این مرحله از حرفه اش احساس می کند دست نیافتنی است. هر کتاب جدید «بچهٔ بی عرضه» به یک رویداد تبدیل می شود و در صورتیکه فشار برای ادامه چنین مجموعه محبوبی برای مدت طولانی امکان دارد برای برخی نویسندگان سخت باشد، «کینی» آنرا به سادگی تحمل می کند و می گوید: «من به دنیای مخاطبانم احساس مسئولیت می کنم و کارمندانی دارم که به من وابسته اند. مردم مشاغلی دارند که نتیجه این موتور(تولید) است، ازاین رو بطور قطع باید موتور را روشن نگه دارم. من نسبت به این مساله آگاهم، اما آنرا فشار نمی نامم. بودن در چنین جایگاهی خوب است.»
بااینکه این مجموعه کتاب ها از سال ۲۰۰۷ وجود داشته، «آدم ضدحال» هم اندازه کتاب های قبلی او خنده دار و پویاست. «گرگ هفلی» احتمالاً بازهم دوست داشتنی ترین شخصیت جامعه ستیز در کل ادبیات خردسالان است. وی در یک صحنه از کتاب جدید، شمع یک مراسم خاکسپاری جنازه را فوت می کند که با این تلاش دیوانه وار آرزویی برآورده شود.
«کینی» می گوید: «هر سال از خودم سؤالات بزرگی می پرسم. دارم چه کار می کنم؟ چرا این کار را می کنم؟ سه روز پیش تلاش کردم اهدافم را مشخص کنم. ثبات و ماندگاری در سطحی بالا در کمدی، هدف فعلی من است. زیاد به باب دیلن فکر می کنم. بطور قطع قصد ندارم خودم را با باب دیلن مقایسه کنم، اما او به جلو پیش می رود و فکر می کنم این الگوی خوبی است.»
«کینی» علاوه بر کتاب ها و نمایش های پرشور و پرهیاهویی که به سرتاسر جهان می برد (به محض پایان نمایش در چستر، برای یک تور جدید به آلمان پرواز می کند)، برای تمام فیلمهای دیزنی اقتباس شده از «بچهٔ بی عرضه» هم فیلم نامه می نویسد.
او با لبخند می گوید: «چند کتاب اول من فقط شبیه مجموعه ای از جوک است. من آنقدرها به گفتن یک داستان خوب اهمیت نمی دادم. اما وقتی آن کتاب ها برای صفحه نمایش اقتباس شدند، یادگیری درباره ی ساختار را شروع کردم. از کتاب نهم به بعد بود که تلاش کردم یک داستان خوب بگویم و وقتی نوبت به کتاب دوازدهم رسید، مهارت پیدا کردم. نخستین کتابی که بعنوان یک روایت به آن افتخار می کنم، کتاب نوزدهم من است که سال قبل منتشر گردید.»
شاید به نظر برسد که مدیریت همزمان این حجم کار دشوار است، ولی «کینی» یک فعالیت جانبی هم بعنوان برنامه ریز شهری دارد! وقتی مسیر موفقیت کتاب هایش شروع شد، قسمتی از بودجه را برای باز کردن یک کتابفروشی به نام «یک داستان غیرمحتمل» در زادگاهش، «پلین ویل» در ماساچوست، استفاده کرد. و وقتی فروشگاه موفق شد، تصمیم گرفت گسترش یابد و همان فرمول را برای کل منطقه اعمال نماید.
وقتی مجموعه ای مانند «بچهٔ بی عرضه» مدت طولانی ای دوام آورده، برخی نویسندگان امکان دارد احساس بی قراری کنند. «کینی» در سالیان اخیر با حاشیه های دنیای کتاب های مشهور خود بازی کرده و با یک مجموعه اسپین-آف درباره ی بهترین دوست «هفلی» و یک مجموعه داستان کوتاه، خودرا سرگرم کرده است. او در جواب این پرسش که آیا هدف پایانی دارد یا تعداد مشخصی کتاب را که دوست دارد پیش از کنار گذاشتن مجموعه به آن برسد مشخص کرده است یا خیر، می گوید: «درست در این لحظه، واقعا دارم به افق نگاه می کنم. دو هدف بود که می خواستم به آنها برسم؛ یکی کتاب بیستم بود و دیگری ۳۰۰ میلیون کتاب چاپ شده بود. هیچگاه فراتر از آن فکر نکرده بودم و حالا باید بگویم، بعدش چی؟»
این نویسنده ادامه می دهد: «وقتی به چیزی که اینجا خلق کرده ام نگاه می کنم، بیشتر یک شخصیت کارتونی است تا یک شخصیت ادبی. شخصیت های کارتونی بطور معمول مدت زیادی ادامه پیدا می کنند. من از این بابت خجالت نمی کشم. می دانید، «چارلز شولتس» ۵۰ سال کارتون «پیناتس» را ادامه داد.»
«کینی» می گوید: «داشتن یک مجموعه طولانی مدت یک امتیاز بزرگ است، چون ورود به عرصه بعنوان نویسنده دشوار می باشد. من به خوبی آگاهم چقدر خوش شانسم که وقتی کتاب جدیدی دارم، لازم نیست خودم را به عموم معرفی کنم. هم اکنون بیشتر شبیه یک فرد میراث دار هستم و این وضعیت را بیشتر دوست دارم.»
به اجمال، این تصویر تمام عیاری از تمرکز کامل است. روی هر نسخه عبارت بالاتر از ۳۰۰ میلیون نسخه فروخته شده نقش بسته است. البته که چنین فضایی قابل توجه است، خصوصاً که کینی ادعا می کند ذاتا چنین آدمی نیست.

Author | صدکادو Comments | 0 Date | 07/02/2026

leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *