
صد کادو: صد کادو: بی فرهنگی، جامعه را به سوی شکاف، بی اعتمادی و بی پناهی می برد. سیاست مداران و تصمیم سازان باید بدانند هیچ طرح اقتصادی و هیچ نقشه سیاسی در طولانی مدت پایدار نخواهد بود.
به گزارش صد کادو به نقل از مهر، عباس محمدیان پژوهشگر و مدرس دانشگاه، یادداشتی با مبحث فرهنگ و نقش آن در ایجاد همبستگی و رشد جامعه نوشته که برای انتشار در اختیار مهر گذاشته که در ادامه می خوانیم:
ایران را به دیرسالی و حتی مانایی می شناسند. این هم حرف تاریخ است و هم گواهی اعتراف گونه آنهایی که این بزرگی را با حسرت و حتی دشمنی نگاه می کنند. یکی از اینها کسینجر، دیپلمات یهودی تبار، اندیشمند سیاسی، مشاور ژئوپلیتیک و سیاست مدار آمریکایی است که می گوید پس از جنگ جهانی نقشه منطقه را خط خطی کردیم و هر قطعه صاحب اسمی شد اما دو کشور بود که از گذشته های دور بوده و هست و خواهد بود یکی ایران است و دومی مصر.
بله ایران را دنیا چنین می بیند بنابراین در کشوری با تمدن کهن، آیین های ریشه دار و مردمی فرهنگ پرور، یک پرسش آزاردهنده همچنان پابرجاست: چرا فرهنگ در اولویت سیاستگذاری ها جایی ندارد؟ چرا در بین انبوه برنامه ها و وعده ها، اقتصاد و سیاست پیش می افتند، اما فرهنگ که جان و هویت یک ملت است به حاشیه رانده می شود؟ اهل مطالعه اساسا به این نکته واقف اند که فرهنگ، ستون پایداری جامعه است. همان جایی است که اعتماد عمومی شکل می گیرد و سرمایه اجتماعی انباشته می شود. بی فرهنگی، جامعه را بسمت شکاف، بی اعتمادی و بی پناهی می برد. سیاست مداران و تصمیم سازان باید بدانند هیچ طرح اقتصادی و هیچ نقشه سیاسی در بلند مدت پایدار نخواهد بود، مگر آن که بر بستر فرهنگی زنده و اعتمادساز استوار باشد.
از سوی دیگر، نسل جوان و نوجوان امروز بیشتر از هر زمان دیگر با بحران های هویتی و بارندگی پیام های متناقض روبه روست. تقویت باورهای دینی آنان با نصیحت و دستورهای کلیشه ای امکانپذیر نیست. این مسیر تنها از دل فرهنگ می گذرد؛ فرهنگی که دین را نه در چارچوب بخشنامه، بلکه در زندگی روزمره، در هنر، در ادبیات، در رفتار اجتماعی و در فضای واقعی شهر جاری کند. باور نیز، زمانی در دل ها می نشیند که در زندگی تجربه شود، نه فقط در سخن تکرار.
فرهنگ شهروندی هم از همین مسیر ایجاد می شود. آینده ایران در گرو تربیت شهروندانی است که به حقوق یکدیگر احترام بگذارند، در امور عمومی مشارکت کنند و اخلاق جمعی را پاس بدارند. چنین فرهنگی با آموزش خشک یا شعارهای پراکنده شکل نمی گیرد؛ باید زیست شود. وقتی مردم عدالت، همدلی و قانون گرایی را در حقیقت ببینند، خود به خود فرهنگ شهروندی را زندگی خواهند کرد. این زیست است که محیط را برای پرورش انسان در شکوه خلیفه الهی مهیا می کند.
آنچه باید با هزار تأسف گفت اینست که مشکل امروز اینست که فرهنگ بیشتر «شعار» است تا «شکل زندگی». تا وقتی که فرهنگ در سطح همایش ها، سخنرانی ها و دیوارنوشته ها باقی بماند، تغییر واقعی اتفاق نخواهد افتاد. فرهنگ نیازمند میدان عمل است: در خیابان، مدرسه، رسانه، محله، خانه، کارخانه.، فضای حقیقی و حتی فضای مجازی.
بدانیم و یقین بدانیم اگر فرهنگ را در سیاستگذاری ها جدی نگیریم، سیاست بی ریشه می ماند و اقتصاد بی روح. فرهنگ زمین حاصلخیزی است که اگر در آن بذر بکاریم، سیاست و اقتصاد هم بارور خواهد شد. این اخطار نیست؛ این حقیقت است. نسبت به نادیده گرفتن فرهنگ باید اخطار داد. به طور خلاصه از طرفی، نسل جوان و نوجوان امروز بیشتر از هر زمان دیگر با بحران های هویتی و بارش پیام های متناقض روبه روست. این زیست است که محیط را برای پرورش انسان در شکوه خلیفه الهی مهیا می کند.

categories & tags
In جشن, جشنواره, کادو, هدیه
By آموزش, فرهنگ, فضای مجازی, هنر